به گزارش خبرگزاری ایمنا، هفتهها حملات شدید، بمبارانهای پیدرپی، تهدیدهای جنگی و وعدههای پوچ؛ این همه چیزی بود که آمریکا و اسرائیل در اختیار داشتند، اما در پایان این مسیر، چیزی جز شکست نصیبشان نشد و نه تنها نتوانستند ایران را به زانو درآورند، بلکه خود، در موضعی قرار گرفتند که باید پاسخگوی افکار عمومی جهان نیز باشند.
این جنگ یک نبرد نظامی ساده نبود، این جنگ، آزمونی بود برای اراده ملتها، آزمونی که در آن، ایران ثابت کرد که در برابر بزرگترین قدرتهای جهان، نمیتوان او را شکست داد و جهان بالاخره این واقعیت را پذیرفت و به آن به خوبی اعتراف کرد.

اعتراف پترائوس؛ قدرت استراتژیک ایران
یکی از مهمترین اعترافات این دوران، از زبان یکی از بلندپایهترین مقامات نظامی و اطلاعاتی آمریکا بیان شد؛ ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده سابق سنتکام و رئیس پیشین سیا، در اظهاراتی که توسط شبکه CNN منتشر شد، گفت که ایران میتواند از این جنگ به لحاظ استراتژیک با قدرت بیشتر خارج شود.
پترائوس در تحلیل خود گفت: عملیات نظامی ممکن است باعث شود ایران از نظر نظامی ضعیف شود، اما در واقع از نظر راهبردی تقویت شود و این سخنان، از زبان کسی بیان میشود که سالها در بالاترین سطوح نظامی و اطلاعاتی آمریکا خدمت کرده است، کسی که میداند قدرت نظامی چیست و قدرت استراتژیک چه معنایی دارد.
وی در ادامه به نکتهای کلیدی اشاره کرد: این مسئله حول این محور میچرخد که قطعنامه نهایی برای کنترل تنگه هرمز چه خواهد بود و این همان چیزی است که ایران همیشه بر آن تأکید داشته است.
تنگه هرمز، شریان حیاتی انرژی جهان، در کنترل ایران است و این قدرتی است که هیچ کس نمیتواند از آن چشمپوشی کند.
اعتراف پترائوس، فقط یک نظر نظامی نیست، بلکه اعترافی رسمی از سوی بالاترین مقامات آمریکایی است که ایران، قدرتی است که نمیتوان نادیده گرفت، قدرتی که در میدان نبرد، نه تنها ضعیف نشده، بلکه قویتر ظاهر شده است.

شکافی خطرناک؛ جهاد در برابر ژئوپلیتیک
روزنامه معتبر جروزالم پست، در تحلیلی عمیق به نکتهای اشاره کرد که شاید کمتر کسی به آن توجه کرده باشد، این روزنامه نوشت: ایران به نبرد از منظر جهاد مینگرد و غرب از منظر ژئوپلیتیک و این شکاف خطرناک است.
این تحلیل بسیار مهم است و تفاوت نگاه، تفاوت رویکرد را رقم میزند، غرب همیشه به جنگ به عنوان یک بازی قدرت نگاه میکند که در آن، هزینهها و منافع محاسبه میشود و اگر هزینهها بیشتر از منافع شد، عقبنشینی میکنند و اگر تلفات بالا رفت، میز مذاکره را ترجیح میدهند.
ایران نگاهی دیگر دارد، نگاهی که در آن، ارزشها فراتر از منافع مادی هستند نگاهی که در آن ایستادگی حتی با هزینه بالا ارزشمند است و این همان چیزی است که غرب نمیتواند درک کند و همین، شکاف خطرناکی ایجاد میکند.
جروزالم پست در ادامه نوشت: با وجود هفتهها حمله شدید، سرسختی تهران شکستهای عمیقتری را در راهبرد، بازدارندگی و درک غرب آشکار کرد و این اعترافی تلخ است که که نشان میدهد غرب، ایران را نشناخته بود، دشمنان فکر میکردند با تهدید و فشار میتوانند ایران را وادار به تسلیم کنند، اما اشتباه کردند.
پاسخی ساده به سؤالی پیچیده؛ چرا آتشبس شد؟
یکی از مهمترین سؤالاتی که در این دوران مطرح شد، این بود که چرا این جنگ به آتشبس رسید و چرا آمریکا و اسرائیل ادامه ندادند؟ پاسخی که جروزالم پست به این سؤال داد، ساده و در عین حال پرمعنا است؛ پاسخ به اینکه چرا این جنگ به آتشبس رسید، ساده است: ایران از غرب نمیترسد.
این جمله، کلید همه چیز است، غرب عادت دارد که با تهدید طرف مقابل را بترساند، عادت دارد که با تحریم، اقتصاد کشور را فلج کند و عادت دارد که با بمب، اراده مردم را بشکند، اما در مورد ایران، هیچکدام از این ترفندها کار نکرد.
ایران بارها نشان داده که در برابر تحریمها مقاومت میکند، بارها نشان داده که تهدیدها، او را نمیترساند و بارها نشان داده که آماده است هزینههایی را بپردازد که در تفکر راهبردی غرب، قابل قبول نیست.
جروزالم پست در این باره نوشت: نظام ایران به ایستادگی و آمادگی برای پرداخت هزینههایی فراتر از آنچه در تفکر راهبردی غرب قابل قبول است، شناخته میشود و این همان چیزی است که ایران را متفاوت میکند و این همان چیزی است که غرب نمیتواند درک کند و همین، قدرت ایران است.

اعتراف به سبک آمریکایی؛ شکست ایالات متحده توازن قدرت جهانی را تغییر داد
واکنشها به شکست آمریکا، فقط به رسانههای خارجی محدود نشد و حتی در خود آمریکا، صداهایی بلند شد که واقعیت را بیان کردند.
یک روزنامهنگار مطرح آمریکایی، در واکنش به توییت ترامپ درباره جنگ نوشت: «موافقم. شکست ایالات متحده، توازن قدرت جهانی را تغییر داده است. ایران قویتر ظاهر شده است.»
این اعترافی بسیار مهم است که نشان میدهد حتی در خود آمریکا، کسانی هستند که میبینند چه اتفاقی افتاده است. شکست آمریکا فقط یک شکست نظامی نیست، بلکه شکستی استراتژیک است، شکستی که توازن قدرت جهانی را تغییر داده است.
در این بین همگان شاهد بودند و به آن اعتراف کردند که ایران، قویتر ظاهر شده است و این همان چیزی است که همه میبینند. ایران نه تنها مقاومت کرد، بلکه در این مقاومت، قدرتمندتر شد، قدرتی که دیگر هیچ کس نمیتواند از آن چشمپوشی کند.

اروپا و راه رهایی از آمریکا
یکی از جالبترین تحلیلها، از سوی روزنامه گاردین منتشر شد. این روزنامه معتبر نوشت: ایران نقطه عطفی برای رهایی اروپا از ترامپ است.
این تحلیل، بسیار عمیق است، گاردین میگوید که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، به یک نقطه عطف مهم برای اروپا تبدیل شده تا از وابستگی خود به آمریکا، به ویژه در دوران ریاست جمهوری ترامپ، فاصله بگیرد.
این تحلیل، چیزی فراتر از یک نظریه سیاسی است و نشاندهنده تغییرات عمیق در سیاست جهانی است. اروپا سالها زیر چتر امنیتی آمریکا بوده است، اما اکنون، با مشاهده آنچه در برابر ایران اتفاق افتاد، اروپا به فکر افتاده است.
گاردین در ادامه نوشت: در ابتدا دولتهای اروپایی بهطور ضمنی از این جنگ حمایت کردند، اما با تشدید پیامدهای آن از جمله فشار اقتصادی و بیثباتی گسترده، به تدریج از سیاستهای آمریکا فاصله گرفتند.
چیزی که بیان شد، نشاندهنده شکاف بین آمریکا و اروپا است، شکافی که ایران عامل تشدید آن شده است. اروپا دیگر نمیخواهد پشت سر آمریکا بایستد، میخواهد راه خودش را برود و ایران در این میان به عنوان نماد مقاومت در برابر آمریکا، نقش مهمی ایفا کرده است.

نگاه اسرائیلیها؛ شکستی که پذیرفته شد
شاید جالبترین واکنش، از سوی خود اسرائیلیها بود. روزنامه جروزالم پست، نتایج یک نظرسنجی مشترک با معاریو را منتشر کرد که نشان میداد نیمی از اسرائیلیها، معتقدند که اسرائیل و آمریکا در جنگ با ایران پیروز نشدهاند.
بر اساس این نظرسنجی، تنها ۲۲ درصد از اسرائیلیها باور دارند که پیروزی حاصل شده است و در مقابل، ۴۶ درصد معتقدند که پیروزی حاصل نشده است و این شکافی عمیق است، شکافی که نشان میدهد حتی خود اسرائیلیها، نمیتوانند واقعیت را انکار کنند.
این پایان ماجرا نیست و طبق نتایج به دست آمده، افراد ادعای پیروزی بر ایران را نمیپذیرند، این نظرسنجی، سند شکست است. سندی که نشان میدهد حتی در میان حامیان اسرائیل، کسی باور ندارد که پیروزی حاصل شده است و این، بزرگترین رسوایی است که میتوان تصور کرد.

تغییر معادلات جهانی
همه این اعترافات و تحلیلها در کنار هم، تصویری روشن از وضعیت جدید جهانی ترسیم میکنند، تصویری که در آن، ایران به عنوان قدرتی جهانی شناخته میشود، قدرتی که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
تغییر توازن قدرت جهانی، دیگر یک نظریه نیست و این واقعیتی است که همه میبینند. آمریکا دیگر قدرت بلامنازع جهان نیست و ایران به جمع قدرتهای بزرگ جهان پیوسته است و این چیزی است که هیچ کس نمیتواند تغییر دهد.
پیروزی ایران که جهان مجبور به قبول آن شد
آنچه از این گزارش برمیآید، این است که ایران، پیروز این میدان بود، نه فقط پیروز نظامی، بلکه پیروز استراتژیک، پیروزی که جهان مجبور به قبول آن شده است.
پترائوس اعتراف کرد، گاردین نوشت، جروزالم پست تحلیل کرد و نظرسنجیهای اسرائیلی، حقیقت را تأیید کردند و همه یک چیز را میگویند که ایران، قدرتی است که نمیتوان آن را شکست داد.
این پیروزی، برای ملت ایران است، برای کسانی که در خیابانها ایستادند، برای کسانی که در خط مقدم جنگیدند، برای کسانی که به شهادت رسیدند و برای کسانی که امید را زنده نگه داشتند.
این پیروزی ثبت در تاریخ جاودان خواهد ماند و روزی، وقتی نسلهای آینده از این روزها بپرسند، به آنها خواهیم گفت که ایران ایستاد و ایران پیروز شد.
آنچه که تا امروز جهانیان به آن معترف هستند، پایان داستان نیست، بلکه آغاز فصل جدیدی در تاریخ ایران و جهان است، فصلی که در آن، ایران با قدرت بیشتری میدرخشد و جهان، ناچار به قبول واقعیتها است، واقعیتی که نامش، ایران است.