لبنان، حزب‌الله و مذاکرات؛ زمان به سود چه کسی می‌گذرد؟

مجتبی قنبردوست در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در سال‌های گذشته جمهوری اسلامی از سوی برخی با این انتقاد مواجه بوده که چرا به جای تمرکز بر مسائل ملی، از جریان‌هایی همچون حزب‌الله لبنان حمایت می‌کند. برخی حتی این موضوع را بهانه‌ای برای متهم کردن جمهوری اسلامی به هزینه‌کرد منابع کشور در خارج از مرزها قرار داده‌اند. اکنون نیز پس از آتش‌بس، از سوی دیگر طیف، فشارهایی برای دخالت بیشتر در لبنان مطرح می‌شود.

لبنان بیش از موشک به ثبات سیاسی نیاز دارد

وی درباره وضعیت حزب‌الله لبنان افزود: بدون تردید حزب‌الله یکی از مؤلفه‌های خدشه‌ناپذیر معادلات پس از جنگ است، اما در موضوع لبنان باید به برخی ظرافت‌ها و پیچیدگی‌های سیاسی نیز توجه کرد. لبنان دارای نظام پارلمانی است و حزب‌الله در شرایط فعلی همراهی کامل دولت را در اختیار ندارد.

این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: در آینده نزدیک انتخابات پارلمانی لبنان برگزار خواهد شد و فضای سیاسی این کشور به‌گونه‌ای است که یا جریان مقاومت می‌تواند اکثریت آرا را به دست آورد یا دست‌کم یک‌سوم به علاوه یک کرسی را در اختیار داشته باشد. از این رو، مهم‌تر از هر اقدام نظامی، مدیریت فضای سیاسی تا زمان برگزاری انتخابات است.

قنبردوست تصریح کرد: لبنان بیش از آنکه امروز به موشک نیاز داشته باشد، به ثبات سیاسی نیاز دارد. بزرگ‌ترین مشکل حزب‌الله در شرایط کنونی، وضعیت سیاسی و دولتی لبنان است. رویه سیاسی و حاکمیتی این کشور باید دستخوش تغییر شود و این تغییر از مسیرهای سیاسی و انتخاباتی امکان‌پذیر است.

وی افزود: دخالت مستقیم ایران در شرایط فعلی نه‌تنها کمکی به بهبود وضعیت لبنان نمی‌کند، بلکه ممکن است شرایط را پیچیده‌تر کند؛ زیرا در فضای سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ای لبنان این روایت وجود دارد که ایران عامل ورود جنگ به این کشور است. در حالی که درگیری‌ها بیشتر در مناطق جنوبی متمرکز است و کل لبنان را درگیر نکرده است.

خطر جنگ داخلی در لبنان جدی است

این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: به همین دلیل، مداخله مستقیم نه در اولویت حزب‌الله قرار دارد و نه به طور حتم خروجی نظامی مؤثری خواهد داشت. شرایط کنونی نیازمند صبر، حوصله و مدیریت دقیق است. هرچند وضعیت حزب‌الله و شیعیان لبنان بسیار دشوار شده، اما اگر اقدام نظامی مستقیم می‌توانست راهگشا باشد، قطعاً این گزینه مورد توجه قرار می‌گرفت.

وی ادامه داد: اکنون حزب‌الله با دولتی مواجه است که نه‌تنها از آن حمایت نمی‌کند، بلکه در برخی موارد مواضعی اتخاذ می‌کند که حتی حق دفاع رژیم صهیونیستی در برابر حزب‌الله را به رسمیت می‌شناسد. در چنین شرایطی باید راهکاری انتخاب شود که بیشترین نتیجه را به همراه داشته باشد.

قنبردوست گفت: در کنار این مسائل، خطر سوق یافتن لبنان به سمت درگیری‌های داخلی یا حتی جنگ شهری نیز وجود دارد. برخی جریان‌های سیاسی اهل سنت و مسیحی مخالف حزب‌الله نیز تلاش می‌کنند فضا را به این سمت هدایت کنند. از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی نیز تلاش دارد تا پیش از انتخابات، فشارهای خود را تشدید کند. بنابراین مدیریت فضای رسانه‌ای و سیاسی اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

گره اصلی مذاکرات؛ بحران اعتماد میان تهران و واشنگتن

وی درباره مذاکرات ایران و آمریکا اظهار کرد: در هر توافقی، اتحاد و اعتماد دو حلقه مکمل یکدیگر هستند. حلقه مفقوده در روابط ایران و آمریکا مسئله اعتماد است. واقعیت این است که سابقه مذاکرات و تجربه‌های گذشته خاطرات مثبتی برای ایران برجای نگذاشته است.

این تحلیلگر سیاسی افزود: یکی از ضعف‌های جدی در شرایط فعلی، اطلاع‌رسانی است. در حوزه دیپلماسی و اطلاع‌رسانی عمومی ضعف‌های قابل توجهی وجود دارد و همین مسئله زمینه‌ساز شکل‌گیری شایعات و برداشت‌های مختلف شده است.

وی ادامه داد: با این حال، به نظر می‌رسد دو موضوع برای هر دو طرف جنبه حیثیتی پیدا کرده و میزان انعطاف‌پذیری درباره آن‌ها بسیار محدود است. نخست مسئله غنی‌سازی هسته‌ای و دوم موضوع امتیازاتی است که هر طرف انتظار دارد از مذاکرات به دست آورد. این دو موضوع به نقطه گره مذاکرات تبدیل شده‌اند.

آمریکا از موضع ناچاری پای میز مذاکره آمده است

قنبردوست تصریح کرد: آمریکا عادت ندارد با کشورهای متخاصم خود از موضع برابر مذاکره کند و به طور معمول تلاش می‌کند از طریق فشار و قدرت نظامی مسائل را حل کند، اما اکنون شرایط متفاوت است و این مسیر به سادگی گذشته نیست.

وی افزود: اگر دولت آمریکا می‌توانست بدون هزینه‌های اقتصادی و انرژی، سیاست فشار حداکثری را ادامه دهد، احتمالاً مسیر دیگری را انتخاب می‌کرد، اما اکنون شرایط بازار انرژی جهانی، قیمت نفت و وضعیت اقتصادی جهان به گونه‌ای است که ادامه این روند برای سایر بازیگران نیز دشوار شده است.

این کارشناس سیاسی اظهار کرد: به نظر من حتی اگر تفاهمی نیز شکل بگیرد، رسیدن به توافق نهایی بسیار دشوار خواهد بود. جمهوری اسلامی باید با هوشمندی کامل امتیازات خود را در این مسیر حفظ و تأمین کند.

مدیریت زمان؛ برگ برنده ایران در مذاکرات

وی با اشاره به برخی تحلیل‌ها درباره روند مذاکرات گفت: برخی کارشناسان معتقدند راهبرد فعلی ایران در مذاکرات نوعی مدیریت زمان است. از نگاه آنها، گذر زمان می‌تواند به دلیل کاهش ذخایر راهبردی انرژی در جهان و افزایش فشارهای اقتصادی، موقعیت طرف مقابل را دشوارتر کند.

قنبردوست تأکید کرد: بعید می‌دانم جمهوری اسلامی امتیازاتی همچون توقف کامل غنی‌سازی، خروج ذخایر اورانیوم از کشور یا کنار گذاشتن اهرم‌های راهبردی خود را بپذیرد. حساسیت افکار عمومی نیز نسبت به این موضوعات بسیار بالاست.

شرایط بین‌المللی برای امتیازگیری ایران مناسب است

وی در پایان خاطرنشان کرد: با وجود همه دشواری‌ها، معتقدم شرایط بین‌المللی در بسیاری از حوزه‌ها برای جمهوری اسلامی فرصت‌هایی ایجاد کرده است. البته مدیریت اقتصادی و داخلی اهمیت بسیار بالایی دارد و باید همزمان با پیگیری سیاست خارجی، بر تقویت انسجام داخلی و بهبود وضعیت اقتصادی نیز تمرکز شود.

قنبردوست گفت: در مجموع، شرایط پیچیده است اما همچنان ظرفیت‌های قابل توجهی برای تأمین منافع کشور وجود دارد و به نظر می‌رسد در بسیاری از معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، شرایط برای کسب امتیازات بیشتر نسبت به گذشته فراهم‌تر شده است.

منبع: خبرکیهان وارنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *