به گزارش خبرگزاری ایمنا، با رسیدن فرزندان به دوره نوجوانی، نگرانیها و پرسشهای تازهای در خانوادهها شکل میگیرد؛ دورهای که بسیاری آن را حساسترین و سرنوشتسازترین مرحله رشد میدانند. نوجوانی نهتنها گذر از کودکی به بزرگسالی است، بلکه مرحلهای پیچیده از دگرگونیهای جسمی، روانی و اجتماعی بهشمار میرود که هویت فرد در آن شکل میگیرد و ارزشها، باورها و الگوهای رفتاری تثبیت میشوند. در چنین شرایطی، طبیعی است موضوع «تربیت نوجوان» به یکی از دغدغههای اصلی والدین، مربیان و حتی سیاستگذاران فرهنگی تبدیل شود.
امروزه خانوادهها با چالشهایی روبهرو هستند که شاید در نسلهای پیشین به این شدت وجود نداشت، از گسترش شبکههای اجتماعی و فضای مجازی گرفته تا تغییر سبک زندگی، تحولات سریع فرهنگی و افزایش شکاف نسلی. نوجوان امروز در معرض حجم گستردهای از اطلاعات و الگوهای رفتاری متنوع قرار دارد و همین امر فرایند هدایت و تربیت را پیچیدهتر کرده است. بسیاری از والدین میپرسند مسیر درست تربیت چیست؟ چگونه میتوان میان نظارت و اعتماد تعادل برقرار کرد؟ نقش مدرسه، رسانه و جامعه در این میان چیست؟
از سوی دیگر، کارشناسان حوزه تعلیم و تربیت بر این باورند که رویکردهای سنتی و دستوری دیگر پاسخگوی نیازهای نسل جدید نیست. نوجوانان بیش از هر زمان دیگری به گفتوگو، درک متقابل و مشارکت در تصمیمگیری نیاز دارند. تأکید بر مهارتهای زندگی، تقویت تفکر انتقادی، آموزش مسئولیتپذیری و فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات، از جمله راهکارهایی است که متخصصان بر آن تأکید میکنند و با این وجود، فاصله میان توصیههای علمی و واقعیتهای روزمره خانوادهها همچنان محسوس است.
در این میان، پرسش اساسی آن است که چگونه میتوان الگویی کارآمد و متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه ارائه داد؛ الگویی که نهتنها به رشد متعادل نوجوان کمک کند، بلکه او را برای ایفای نقش فعال و سازنده در جامعه آینده آماده سازد.

مسیر تربیت نوجوان درواقع مسیر تربیت توحیدی و عبودیت الهی است
عماد طیبی، دکترای فلسفه علم و فناوری و فعال عرصه تعلیم و تربیت با اشاره به رویکردهای متعدد در فضای تعلیم و تربیت نوجوان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در عرصه تربیت نگرشهای مختلفی وجود دارد و نمیتوان اذعان کرد که یک نگرش بر تمام جامعه حاکم است، اما میتوان رگهها، چهارچوبها و اصولی را پیدا کرد که با استفاده از آن، چهارچوب اصول حاکم در جامعه را نقد کرد.
وی با اشاره به مسیر تعلیم و تربیت در راستای مدرنیته افزود: در تربیت، همچنان دچار تربیت مدرنیتهای هستیم؛ تربیتی که نگرش مکانیکی به انسان دارد و در این زمینه، نگرشها، ساختارها و مربیان و معلمان بهعنوان کنشگرهای انسانی و ساختار آموزشوپرورش بهعنوان کنشگرهای تکنولوژیکی قابل نقد هستند.
پژوهشگر و مؤسس چندین مؤسسه فرهنگی و مدرسه تحولی با اشاره به هدف تربیت نوجوان و نقطه مطلوب آن ادامه داد: مسیر تربیت نوجوان درواقع مسیر تربیت توحیدی و عبودیت الهی است، بدین معنا که انسان از قید و بندهای نفسانی خود رها شود و به افق بالاتری فکر کند، عاقبتاندیش باشد، معاد و آخرت را درک کند، مرگآگاهی داشته باشد و بتواند در جامعه زیست سالم و حیات طیبهای داشته باشد؛ این میتواند هدف تربیت باشد.
لزوم نگرش سیستمی به دین و تعریف جدید از تربیت توحیدی
طیبی با نقد نظام تربیتی کشور از این منظر عنوان کرد: نظام آموزشوپرورش نسبت خاصی با این اهداف ندارد و لزوم ایجاد تغییر نگرش در اهداف و مسیر تعلیم و تربیت دانشآموزان حس میشود.
وی در پاسخ به این سوال که منظور تنها توجه به تربیت دینی است یا خیر؟ اضافه کرد: اگر تربیت دینی را بهصورت سیستمی در دین تعریف کنیم، همه ابعاد را پوشش میدهد؛ دین دارای بعد عقلانی، بعد اخلاقی و حتی بعد علمی است، بنابراین وقتی از تربیت توحیدی یا رهایی از قید و بند تعصبات صحبت میکنیم، این نگرش در تربیت علمی نیز مفید است.
پژوهشگر علم و مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: کسی که پایبند نظریات علمی گذشتگان نیست، فکرش کار میکند و میتواند خودش نظریهپردازی کند، در قید و بند آثار هنری و فنی قبلی نیست و خودش خلاقیت دارد و چیز جدید تولید میکند؛ این نگرش در همه این ابعاد جاری است.
به گزارش ایمنا، تربیت نوجوان، افزون بر مهارتهای روانشناختی و اجتماعی، نیازمند یک مبنای روشن و جهتدهنده است؛ مبنایی که بتواند در میان تنوع الگوها و فشارهای فرهنگی، معیار تشخیص و انتخاب را برای نوجوان فراهم کند. در این میان، تربیت توحیدی بهعنوان رویکردی معناگرا و ارزشمحور، تلاش دارد مسیر رشد را بر پایه خداشناسی، مسئولیتپذیری و خودآگاهی سامان دهد؛ این نوع تربیت، بهجای تکیه صرف بر نظارت بیرونی، بر شکلگیری وجدان اخلاقی و تقویت پیوند درونی با ارزشهای الهی در تمام جنبههای زندگی تأکید دارد.