وعده صادقِ ۵ دلاری؛ آتشی که قرار بود ایران را بسوزاند، به پمپ‌بنزین‌های آمریکا رسید

به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ حسین حمیدی، سردبیر خبرگزاری ایمنا در یادداشتی نوشت:

«در سیاست، بعضی شکست‌ها پیش از آنکه در میدان دیده شوند، روی تابلوها ظاهر می‌شوند؛ این روزها در آمریکا، کافی است راننده‌ای چند ثانیه مقابل پمپ‌بنزین مکث کند تا بفهمد پشت پرده همه شعارهای پرزرق‌وبرق، چه خبر است. قیمت بنزین که تا چند ماه پیش در محدوده کمتر از ۳ دلار قرار داشت، حالا از مرز ۴.۵ دلار عبور کرده و به سمت کانال روانی ۵ دلار حرکت می‌کند؛ عددی که برای افکار عمومی آمریکا فقط یک قیمت نیست، بوی بحران می‌دهد.

گزارش‌های اقتصادی آمریکا نشان می‌دهد بازار انرژی دیگر با یک نوسان کوتاه‌مدت روبه‌رو نیست

هر موج تنش، مستقیم روی تابلوهای قیمت می‌نشیند و بعد، آرام‌آرام وارد زندگی روزمره مردم می‌شود؛ آمریکایی که سال‌ها تحریم و فشار اقتصادی را به ابزار مهار دیگر کشورها تبدیل کرده بود، حالا با همان ابزاری روبه‌رو شده که زمانی علیه دیگران به کار می‌گرفت؛ با این تفاوت که این‌بار صدای فشار، از خیابان‌های خودش بلند شده است.

وعده صادقِ ۵ دلاری| آتشی که قرار بود ایران را بسوزاند، به پمپ‌بنزین‌های آمریکا رسید

این نمودار فقط تغییر یک عدد را نشان نمی‌دهد؛ روایتِ بالا رفتنِ هزینه یک قمار سیاسی است، هر پله‌ای که خطِ قیمت بالاتر می‌رود، یعنی یک وعده انتخاباتی کوچک‌تر شده، یک خانواده نگران‌تر شده و یک دولت، بیشتر از قبل مجبور شده میان «واقعیت اقتصاد» و «نمایش رسانه‌ای» یکی را انتخاب کند. آری بعضی نمودارها را باید تحلیل کرد، اما بعضی دیگر خود معترفند و این فقط قصه یک پمپ‌بنزین نیست.

وقتی سوخت بالا می‌رود، قیمت‌ها از همان نقطه‌ای که دیده نمی‌شوند، شروع به خزیدن می‌کنند؛ در کرایه‌ها، در لجستیک، در توزیع، در قفسه فروشگاه و در برچسب کالایی که دستِ آخر روی میز مردم می‌نشیند. گرانی بنزین معمولاً همان‌جا تمام نمی‌شود که تابلو تمام می‌شود، بلکه تازه از همان‌جا راه می‌افتد. هزینه، آرام و بی‌صدا از جاده وارد فروشگاه می‌شود و بعد، خودش را در زندگی روزمره تکثیر می‌کند.

در چنین فضایی، شاید بزرگ‌ترین آرزوی بعضی‌ها در کاخ سفید این باشد که فقط هفته تمام شود و بازار تا تعطیلات آخر هفته کمی آرام بگیرد

دو روزی که می‌شود با چند مصاحبه و چند تیتر امیدوارکننده، وانمود کرد اوضاع هنوز تحت کنترل است، اما قیمت، برخلاف سیاست، اهل تعطیلی نیست. دوشنبه که می‌رسد، همان تابلوها دوباره روشن می‌شوند و نه همان اعداد بلکه بالاتر از روزهای گذشته مقابل چشم مردم صف می‌کشند.

اما کسی که قرار بود برای مردم ایران نسخه نجات بنویسد، حالا حتی از مهار ساده‌ترین فشار اقتصادی در داخل کشور خودش هم عاجز مانده است و این‌جا دیگر بحران را نمی‌شود پشت تریبون پنهان کرد، چراکه مردم، هر روز آن را با کارت بانکی‌شان لمس می‌کنند.

در همین حال، حمل‌ونقل گران‌تر شده، هزینه توزیع بالا رفته و بازار، خودش را برای فشارهای تازه آماده می‌کند؛ این همان دومینویی است که وقتی قطعه اولش بیفتد، دیگر به اراده سیاست‌مدار متوقف نمی‌شود و باید گفت اقتصاد، برخلاف سخنرانی‌های انتخاباتی با شعار آرام نمی‌گیرد.

شاید مهم‌ترین بخش ماجرا همین‌جا باشد، جایی که معادله برعکس شده است؛ قرار بود فشار بیرونی، مردم ایران را خسته کند، اما حالا بخش مهمی از خستگی در داخل آمریکا دیده می‌شود. قرار بود طرف مقابل در تنگنای اقتصادی قرار بگیرد، اما امروز خودِ واشنگتن با موج تازه‌ای از تورم، نارضایتی و اضطراب اقتصادی روبه‌رو شده است.

این همان جایی است که مقاومت، فقط یک واژه سیاسی نیست، بلکه یک واقعیتِ مؤثر در معادله است.

ایران قرار بود، زیر فشار خم شود، اما ایستاد و همین ایستادگی، هزینه تصمیم‌های طرف مقابل را به خیابان‌های خودش برگرداند و حالا آتشی که قرار بود آن‌سوی مرزها شعله بکشد، پیش از هر جا از زیر پمپ‌بنزین‌های آمریکا زبانه کشیده است.»

منبع: خبرکیهان وارنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *