به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهای پرالتهاب تاریخ معاصر ایران، وقتی که آسمان وطن از دود توطئه و بمباران دشمنان سیاه شد، ایران زمین بار دیگر آزمون بزرگی را پشت سر نهاد. اینبار، جنگی که با تیر و توپ آغاز شد، به میدان نبرد روح و اراده کشیده شد، جایی که هر قطره خون ریخته شده، نه نشانه شکست، بلکه مهر تاییدی بود بر استواری و پایداری ملت بیبدیل ایران.
از ویرانههای مدرسه شجره طیبه در میناب تا آوارهای بیمارستان گاندی در تهران و دود سمی مخازن نفت، دشمن با وحشیگری تمام، تلاش کرد تا تصویر ایران را به عنوان سرزمینی ویران نشان دهد، اما واقعیت میدانی چیز دیگری را فریاد میزد که ایران ملتی است که با خون کودکان و جان مادران، ریشههای مقاومت خود را عمیقتر میکند.
حملات ددمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی، مرزهای انسانی و قانونی جنگ را در هم شکست و هدف قرار دادن مدارس پر از خنده کودکان، بیمارستانهای پناهگاه بیماران و نوزادان و انبارهای سوخت حیاتی کشور، نشان داد که دشمن نهتنها به جان بیگناهان، بلکه به حق حیات انسانها و محیط زیست کره زمین نیز بیاعتناست.
این جنایات بیسابقه، که در آن دانشآموزان معصوم در کلاس درس و شهدا در مناطق مسکونی و غیرنظامی به شهادت رسیدند، چهره واقعی استکبار جهانی را برملا کرد؛ چهرهای که با نقاب حقوق بشر، بهدنبال نابودی یک ملت آزاده است، اما ایران با صلابت کوههای البرز و دشتهای خوزستان، در برابر این طوفان سهمگین ایستاد و ثابت کرد که هیچ قدرتی نمیتواند اراده مردم آن را بشکند.
در میان این ویرانیها، ستونهای عزت و وحدت ملی استوارتر از پیش ساخته شد و دختران میناب، مادران تهران و کادر درمان ایثارگر، نمادهایی از ایستادگی بودند که در سختترین لحظات بحران، دست یاری خود را به سوی یکدیگر دراز کردند. امدادگران هلال احمر و پزشکان شجاع، در دل آوار و دود جان انسانها را نجات و نشان دادند که در ایران، انسانیت بر مرگ غلبه میکند.
این همبستگی ملی، پاسخی قاطع به آنانی بود که میپنداشتند میتوانند با ایجاد ترس و ناامنی، پیوند مردم و حاکمیت را سست کنند و ایران اسلامی با تکیه بر ایمان و تجربه چندینساله خود، در برابر ائتلاف نظامی دشمنان ایستاده است، اما این بار نه در موضع دفاع، بلکه در موضع تهاجم حساب شده و انتقام عادلانه.
امروز ایران در میانه طوفانی از فشارهای اقتصادی و جنگهای روانی، نمادی از ایستادگی در جهان است و خون های پاک شهدا، پیوند مردم و حاکمیت را محکمتر از فولاد کرده و ارادهای آهنین را پدید آورده است که دیگر با ترس و تهدید، مسیر خود را تغییر نمیدهد و ملت ایران با تکیه بر نام شهدا و پیروی از رهبری بصیر، ثابت کرده است که میتوان با ایمان، در برابر تمام قدرتهای نظامی جهان ایستاد و پیروز شد.

خون کودکان میناب و فریاد خشم ایرانیان
صبح روز شنبه، نهم اسفند، دختران خردسال مدرسه شجره طیبه در میناب طبق روال هر روز بیدار شدند تا با کیفهای رنگیشان راهی کلاس درس شوند. برای آنها مدرسه جایی بود که در آن میخندیدند، میآموختند و رویاهای آینده را در دفترچههایشان مینوشتند، اما ناگهان یک انفجار سهمگین این فضا را به میدان وحشت و آشوب تبدیل کرد، انفجاری که کلمات را بیمعنا و لحظهها را تبدیل به خاطرههای تلخ میکرد.
مدرسه «شجره طیبه» به عنوان نمادی از آینده و امید جامعه، در تیررس حملات قرار گرفت و پس از لحظه انفجار، تصویری که برجا ماند نه یک هدف نظامی، بلکه آجرهای فروریخته، دفترهای پارهپاره، کیف و کفشهای رهاشده و صدای گریه والدینی بود که میان آوار دنبال فرزندانشان میگشتند.
این صحنهها که در گزارشها بارها نقل شده است، نمایانگر چهره واقعی دروغگویان و بیرحمانی است که برای منافع خود حتی از خون پاک کودکان هم گذشت نمیکنند و برای بار چندم شاهد بودیم که کودکان بیگناه قربانی اقدامات پلید آمریکا و اسرائیل شدند و همیشه و همهجا یاد آنها در خاطر باقی خواهد ماند.
پس از این اتفاق تلخ و ناگوار، امدادگران و نیروهای خدمات اضطراری وارد صحنه شدند تا از میان آوار، کودکانی را نجات دهند که هنوز جهان را ندیدهاند و مادران با چشمانی پر از اشک و فریادهای بیتابانه، نام فرزندان خود را صدا میزنند و میان سنگ و آهن به دنبال نشانی از پاره تن خود میگشتند.
«هدف ما مناطق غیرنظامی نیست»؛ این جملهای است که بارها و بارها در رسانهها مطرح شده و زبان به زبان هم چرخیده است، اما اتفاقات این چندروز اخیر، خلاف آن را ثابت میکند، این روزها مناطق غیرنظامی بسیاری مورد حمله آمریکایی-صهیونیستی قرار گرفته است و جگرگوشههای بسیاری از سرزمین به شهادت رسیدهاند.
جنایتکاران که سالها است دروغگو بودن و کودککشی آنها به جهانیان اثبات شده است، هنوز هم ادعاهای توخالی و دروغین خود را مطرح میکنند، اما امروز واقعیت برای بار دیگر، چیز دیگری را به جهانیان نشان میدهد و شهادت دانشآموزان بیگناه در مدرسه میناب که هر یک آرزوی روزهای خوب را در ذهن داشتند و چیزی از جنگ نمیدانستند، قلب همه را به درد آورده است.
مدرسه شجره طیبه یک مرکز آموزشی بود و نه پایگاه نظامی، نه انبار مهمات و نه محل استقرار نیروهای مسلح و همین واقعیت ساده بهتنهایی ثابت میکند که آمریکا و رژیم منحوس صهیونیستی نه رحم دارد و نه انسانیت و نه وعده میشناسد، نه زن، نه بچه و نه غیرنظامی.

سایه جنگ بر بیمارستان گاندی
شب یکشنبه، دهم اسفند، یکی از مراکز درمانی پایتخت کشور، بیمارستان گاندی در شمال تهران، در جریان موج جدید حملات هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد اصابت قرار گرفت. این حمله برخلاف ادعاهای رسمی دولتهای آمریکا و اسرائیل درباره اینکه هدف آنها فقط تأسیسات و اهداف نظامی است، باعث آسیب شدید به یک مرکز درمانی شهری و قرار گرفتن جان بیماران، نوزادان و کادر درمان در خطر مستقیم شد و بازتابهای گستردهای در رسانههای سراسر جهان داشت.
در تصاویر منتشرشده پس از حمله، ساختمان بیمارستان به شدت آسیب دیده و بخشی از آن فرو ریخته است و آوار بر ماشینها و پیادهرو افتاده و قطعات شیشه و سنگ بر زمین پخش شده است. تصاویر دلخراش دیگری که در رسانهها و شبکههای اجتماعی منتشر شده است، پرستارانی را نشان میدهند که در میان دود و آوار، مادران و نوزادان را از بخشهای آسیبدیده خارج میکنند و این صحنهای است که روح هر بینندهای را میفشارد و نشان میدهد اینجا نه میدان جنگ است و نه هدف نظامی و اینجا فقط یک مکان حیاتی برای دریافت اقدامات درمانی است.
ویدئوها و فیلمهایی که منتشر شده است، مسیرهای تخریب شده، ویلچرهای خالی، تختهای آسیبدیده و تلاشهای بیوقفه کادر درمان برای نجات جان بیماران و کارکنان را ثبت کردهاند و این تصاویری است که زنده حرف میزنند و سندی بر جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکا است.
بنیاسد، رئیس بیمارستان گاندی نیز اعلام کرده بود که در بخش نازایی این بیمارستان تعداد زیادی جنین وجود داشته است که متخصصان آیویاف بهسرعت وارد شدند و تانکهای جنین را خارج کردند و این خبر را به والدینی که امانتدار جنینهای آنها هستند دادند که نگران نباشند و جنینها منتقل شده است.

جنگ شیمیایی که دشمن به راه انداخت
در یک اقدام تجاوزکارانه و ناجوانمردانه، جنگندههای آمریکایی و صهیونیستی با هدف قرار دادن انبارهای سوخت و مخازن نفتی، تلاش کردند تا ضربهای به پیکر اقتصاد کشور بزنند. این حملات که با هدف فلج کردن صنعت نفت و ایجاد ناامنی در منطقه طراحی شده بود، نشانه عمق کینهتوزی و ناامنیآفرینی آنها است.
دشمنان گمان میکردند با تخریب مخازن نفت میتوانند ارادهی ملت را در هم بشکنند، غافل از اینکه اراده ایرانیان، سختتر و استوارتر از فولاد است و نیروهای مسلح کشور با هوشیاری کامل، پاسخی کوبنده و پشیمانکننده به این جنایت خواهند داد و نشان خواهند داد که امنیت انرژی خط قرمز ایران است.
آنچه این حملات را از سایر تجاوزات نظامی متمایز میکند و آن را به فاجعهای انسانی تبدیل میکند، پیامدهای مرگبار آن بر محیط زیست و سلامت مردم است؛ اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه در پیامی در شبکه اجتماعی ایکس، زبان حقطلبانه ملت ایران را به جهانیان رساند و این اقدام را «جنگ شیمیایی عمدی علیه ایرانیان» نامید و با صراحت اعلام کرد که تجاوز به تأسیسات ذخیره سوخت، وارد مرحله خطرناک جدیدی شده است.
بقایی تاکید کرد که متجاوزان با هدف قرار دادن انبارهای سوخت، مواد خطرناک و سمی را به هوا منتشر کردهاند؛ اقدامی که مستقیم حیات مردم را مسموم میسازد، محیط زیست را نابود میکند و جان میلیونها نفر را به خطر میاندازد، او همچنین خاطرنشان کرد که پیامدهای این فاجعه زیستمحیطی و انسانی به مرزهای ایران محدود نخواهد شد و دود آن به چشم منطقه و جهان هم خواهد رفت.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشور در پایان با صراحت تمام، این اقدامات را همزمان «جنایت جنگی»، «جنایت علیه بشریت» و «نسلکشی» دانست تا جهانیان بدانند که دولت آمریکا و رژیم صهیونیستی، فراتر از قوانین بینالمللی و اخلاق انسانی، به دنبال نابودی یک ملت هستند و در ادامه این افشاگریها، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست نیز با تاکید بر ابعاد فاجعه، انفجار گسترده مخازن نفت و محصور شدن تهران زیر لایهای از دود را مصداق بارز اکوساید یا جنایت محیط زیستی دانست.
تهران کلانشهر بزرگی که سالها است با چالشهای آلودگی هوا دستوپنجه نرم میکند، با اتفاقی ناگوار روبهرو شد و دود غلیظ ناشی از سوختن نفت، آسمان شهر را سیاه و نفس را در سینه میلیونها شهروند حبس کرد. این حمله، نهتنها تهدید نظامی، بلکه حمله به حق حیات و حق برخورداری از محیط زیست سالم است که در اسناد بینالمللی نیز بر آن تاکید شده است.

در پایان این روایتهای تکاندهنده باید گفت که جنایات دشمن به جای شکستن اراده ملت، آن را محکمتر کرده است و حمله دشمن به تأسیسات غیرنظامی، بیمارستانها و محیط زیست، نهتنها یک ضربه نظامی، بلکه یک ضربه روانی است که هدف آن، ایجاد ترس و ناامیدی در دل مردم است، اما ایران ملتی است که با هر ضربه، قویتر میشود.
مردم ایران با دیدن این جنایات فجیع، بار دیگر ثابت کردند که میتوانند در برابر سختترین شرایط ایستادگی کنند و با همبستگی خود، مشکلات را پشتسر بگذارند و این حضور پرصلابت مردم، نشاندهنده بلوغ فرهنگی و روحیه ایثارگری ملت ایران است.
اعتراف مقامات دیپلماتیک و گزارشهای سازمانهای بینالمللی، تأییدی بر بیپایان بودن دروغهای رسانهای غرب است و وقتی سخنگوی وزارت خارجه، حملات دشمن را «جنگ شیمیایی» و «نسلکشی» نامید و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، آن را «جنایت محیط زیستی» خواند، پیامی روشن به جهان مخابره شد که ایران این جنایات را فراموش نخواهد کرد و پاسخ آنها را خواهد داد.
دشمن با هدف قرار دادن آیندهسازان کشور، یعنی کودکان دانشآموز و نوزادان میخواست امید ایران را بکشد، اما نمیدانست که خون پاک این کودکان، سوختی برای شعلهورتر شدن آتش مقاومت است و یاد معصومانه کودکان میناب و دیگر شهدای این مرز و بوم، تا ابد در دل تاریخ این خاک مقدس جاودانه خواهد ماند.
شهدای ایرانزمین، درس ایثار و فداکاری را به نسلهای آینده آموختند و ثابت کردند که حتی کوچکترینها نیز میتوانند بزرگترین درسهای انسانیت را به جهان بیاموزند و ایران با خون شهدا و ایثار ملت خود ثابت کرده است که میتوان در برابر تمام قدرتهای نظامی جهان ایستاد و پیروز شد.
جنایات بیسابقه دشمن به جای شکستن اراده ملت، آن را محکمتر کرده و ایران با تکیه بر روحیه ایثار و فداکاری مردمی، در برابر تمام فشارها ایستاده است. ملت ایران به پشتوانه یکدیگر، آیندهای روشن و بیدغدغه را برای ایران اسلامی رقم خواهند زد و نام ایران را در تاریخ جهان، به عنوان نماد مقاومت و پیروزی، جاودانه خواهند کرد.