به گزارش خبرگزاری ایمنا، آیات پایانی سوره «یس» تصویری شگفتانگیز از پایان تاریخ تقابل حق و باطل ترسیم میکند. صحنه با آرامش اهل بهشت آغاز میشود؛ جایی که خداوند میفرماید:
﴿إِنَّ أَصْحَابَ الْجَنَّهِ الْیَوْمَ فِی شُغُلٍ فَاکِهُونَ﴾
اهل بهشت در نعمت، آرامش و سروری دائمی غرقاند. این فقط توصیف یک پاداش اخروی نیست؛ بلکه نتیجه ایستادگی جبهه حق در برابر فشارها، جنگها، تحریمها، تهدیدها و همه پروژههای دشمنی است.
در نقطه مقابل، جبهه باطل قرار دارد؛ جریانی که در دنیا با غرور، تکذیب و قدرتنمایی حرکت میکرد، اما در قیامت حقیقتش آشکار میشود. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این تقابل را یک سنت قطعی الهی میداند؛ همان دشمنی که در دنیا امنیت و آرامش مؤمنان را هدف گرفته بود، در نهایت خود گرفتار اضطراب، رسوایی و عذاب میشود.
اوج این آرامش در آیهای خلاصه شده که شاید یکی از لطیفترین آیات قرآن باشد:
﴿سَلَامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ﴾
این سلام، صرفاً یک تحیت معمولی نیست؛ اعلام امنیت مطلق است. یعنی جایی که دیگر خبری از تهدید، جنگ روانی، تحریم، ترور و اضطراب نیست. دشمن همیشه تلاش میکند روح انسان را ناامن کند و امید را از دلها بگیرد، اما خداوند دقیقاً همان نقطهای را ترمیم میکند که دشمن قصد تخریبش را داشته است.
در ادامه، ناگهان صحنه تغییر میکند؛
﴿وَامْتَازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ﴾
امروز جدا شوید ای مجرمان.
این آیه، لحظه فروپاشی پروژه اختلاط حق و باطل است. دشمن همیشه تلاش میکند مرزها را مخدوش کند؛ حقیقت را با دروغ بیامیزد، جلاد را جای قربانی بنشاند و خیانت را در لباس آزادی عرضه کند. اما قیامت روزی است که همه نقابها کنار میرود. روزی که دیگر هیچ رسانه، عملیات روانی و دستگاه تبلیغاتی نمیتواند حقیقت را پنهان کند.
قرآن سپس دشمن اصلی را معرفی میکند:
﴿أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَنْ لَا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ﴾
آیا با شما عهد نکردم که شیطان را نپرستید؟
دشمن در منطق قرآن فقط یک قدرت سیاسی یا نظامی نیست؛ ریشه همه انحرافها، همان جریان شیطانی است که انسان را از بندگی خدا به بندگی قدرت، ثروت، شهوت و طاغوت میکشاند. هر جریانی که انسان را از حقیقت دور کند، در امتداد همان خط شیطان قرار میگیرد؛ حتی اگر ظاهری فریبنده و شعارهای زیبا داشته باشد.
یکی از مهمترین ابزارهای این جریان نیز فریب افکار عمومی است:
﴿وَلَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلًّا کَثِیرًا﴾
شیطان گروههای بزرگی از شما را گمراه کرد.
قرآن هشدار میدهد که اکثریت، معیار حق نیست. دشمن با تبلیغات، تحریف و فضاسازی، تودهها را به دنبال خود میکشاند و باطل را آراسته نشان میدهد. بسیاری ممکن است در صف دشمن قرار بگیرند، درحالیکه گمان میکنند در مسیر حقیقتاند.
اما سرانجام این مسیر چیست؟
﴿هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ﴾
این همان جهنمی است که به شما وعده داده میشد.
قرآن تأکید میکند که عذاب الهی فقط یک مجازات تحمیلی نیست؛ نتیجه طبیعی همان مسیری است که انسان انتخاب کرده است. کسی که عمرش را صرف ظلم، تحریف، جنایت و دشمنی با حقیقت کرده، در واقع آتش جهنم را با دست خودش ساخته است.
یکی از تکاندهندهترین صحنههای این آیات، لحظهای است که زبانها خاموش میشوند:
﴿الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَیٰ أَفْوَاهِهِمْ وَتُکَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ﴾
امروز بر دهانهایشان مهر میزنیم و دستها و پاهایشان سخن میگویند.
دشمن در دنیا با زبان، رسانه، دروغ و تحریف حقیقت را وارونه جلوه میدهد، اما قیامت پایان بازی رسانهای است. دیگر امکان انکار وجود ندارد. همان اعضایی که ابزار جنایت بودند، علیه صاحبشان شهادت میدهند. این یعنی فروپاشی کامل دستگاه فریب.
و در نهایت، خداوند پرده از حقیقت قدرتهای پوشالی برمیدارد:
﴿وَلَوْ نَشَاءُ لَطَمَسْنَا عَلَیٰ أَعْیُنِهِمْ﴾
و اگر بخواهیم، چشمهایشان را محو میکنیم.
﴿وَلَوْ نَشَاءُ لَمَسَخْنَاهُمْ عَلَیٰ مَکَانَتِهِمْ﴾
و اگر بخواهیم، آنان را در جای خود مسخ میکنیم.
تمام پیام این آیات در همین چند جمله نهفته است؛ دشمن آنگونه که خود را نشان میدهد، قدرتمند نیست. همه قدرت او وابسته و شکننده است. او استقلالی در برابر اراده الهی ندارد و دقیقاً همانجا که تصور پیروزی میکند، ممکن است ناگهان فرو بپاشد.
سوره «یس» به جبهه حق اطمینان میدهد که هیاهوی دشمن پایدار نیست. آنچه ماندگار است، وعده الهی است. دشمن با ترس، فریب و تحریف پیش میآید، اما سرانجام در تله اعمال خود گرفتار میشود. این همان سنت تغییرناپذیر الهی است؛ فرعونها، نمرودها و امپراتوریهای پوشالی همیشه تصور میکردند شکستناپذیرند، اما تاریخ نشان داد که همه آنها از درون فرو ریختند.
قرآن میگوید جبهه حق اگر بر مسیر خود بایستد، پایان این نبرد روشن است؛
هیاهوی دشمن تمام میشود، نقابها کنار میرود و حقیقت باقی میماند.