بیل کریستول، نویسنده، مقام پیشین دولت آمریکا و تحلیلگر سیاسی، با اشاره به روند تحولات اخیر اظهار داشت ایالات متحده در مسیری قرار گرفته که میتواند به شکستی کاملاً تحقیرآمیز منجر شود. وی تصریح کرد: «به نظر میرسد بار دیگر در حال حرکت به سوی شکستی کاملاً تحقیرآمیز هستیم، شکستی که ممکن است در آن ایران طی هفتهها و ماههای آینده به هر شکل ممکن کنترل تنگه را در دست بگیرد.»
کریستول همچنین وضعیت موجود را بسیار نامطلوب توصیف کرد و افزود: «مسئله هستهای همچنان حلنشده باقی مانده است و اعتبار آمریکا در منطقه و سایر نقاط جهان تضعیف شده است.»
شان بل، تحلیلگر نظامی انگلیسی، اظهار داشت که از ابتدا برای ارتش آمریکا، انگلیس و بسیاری دیگر از تحلیلگران روشن بود که ایران در نهایت کنترل تنگه هرمز را به دست خواهد آورد و هیچ راهحل نظامی مؤثری برای مقابله با آن وجود ندارد. وی افزود که ایران علیرغم فشارهای نظامی غرب، موفق به این امر خواهد شد.
پروفسور استیون استار، استاد دانشگاه میزوری آمریکا، در تحلیلی اعلام کرد که حضور نظامی ایالات متحده در منطقه عملاً فلج شده و پایگاههای آمریکا در خلیج فارس یا نابود شدهاند یا از کار افتادهاند. وی افزود که ۱۳ تا ۱۹ پایگاه بزرگ آمریکا رها یا منهدم شدهاند.
استار همچنین اشاره کرد که ستاد فرماندهی مرکزی ناوگان پنجم آمریکا در بحرین متحمل ضربه سنگینی شده و تنها کمتر از ۱۰۰ کارمند در آنجا باقی ماندهاند. پایگاههای نظامی آمریکا در سوریه نیز به طور کامل تخلیه شدهاند و وضعیت ارتش آمریکا در منطقه ایدهآل نیست.
رفیق عبدالسلام، تحلیلگر سیاسی شبکه الحوار، عنوان کرد که برخلاف انتظار غرب درباره فروپاشی نظام ایران، شکاف و اختلاف در درون دولت آمریکا مشاهده میشود. وی استعفا یا برکناری وزیر نیروی دریایی و فرمانده نیروی دریایی آمریکا و همچنین گزارشهای متعدد از تضاد نظرها و اختلافات میان فرماندهان نظامی را شاهدی بر این مدعا دانست. عبدالسلام افزود که ایران توانسته است بر چالشهای خود غلبه کند، در حالی که آمریکا با بحرانهای داخلی دستوپنجه نرم میکند.
پروفسور رابرت پیپ، نویسنده و کارشناس برجسته امور راهبردی نظامی و تروریسم، طی اظهاراتی با اشاره به تغییر موازنه قدرت در نظام بینالملل تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران بدون حضور آمریکا در حال گسترش دیپلماسی خود با بازیگران کلیدی منطقهای و فرامنطقهای است. وی خاطرنشان ساخت: «ایران با پاکستان، روسیه و بهزودی عمان مذاکره میکند، اما از هرگونه دیدار با آمریکا پرهیز دارد.»
پیپ در ادامه به تحقیر جایگاه آمریکا در صحنه جهانی توسط رهبر آلمان بهعنوان نمادی از افول نفوذ واشنگتن اشاره نمود و اظهار داشت که هفتههاست در تحلیلهای خود بر ظهور ایران بهعنوان چهارمین قطب قدرت جهانی تأکید میکند.
لری جانسون، تحلیلگر اسبق سازمان سیا، با اشاره به شکاف کیفی میان کادر رهبری ایران و آمریکا اظهار کرد: «ایران توسط مدیرانی جنگدیده و باتجربه اداره میشود، در حالی که تیم حاکم بر آمریکا متشکل از چهرههایی فاقد تجربه کافی یا برآمده از فضای بازیهای رایانهای نظیر Call of Duty است.
جانسون با تأکید بر اتحاد میان پنج چهره ارشد نظام سیاسی ایران شامل رئیسجمهور، وزیر امور خارجه، رئیس مجلس، رهبر معظم انقلاب و فرمانده کل سپاه پاسداران، این هماهنگی را ناشی از همرزمی آنان در دوران دفاع مقدس ارزیابی کرد. وی در مقابل، دونالد ترامپ را به دلیل معافیت از خدمت سربازی به بهانه خار پاشنه را فاقد پیشینه نظامی جدی دانست و تنها پیت هگست را استثنایی موسوم به احمق کامل توصیف نمود.
جورج گالووی، سیاستمدار سرشناس بریتانیایی، هرگونه محاصره تنگه هرمز را زاییده توهم دونالد ترامپ ارزیابی کرد و وضعیت کنونی آمریکا در قبال ایران را بنبستی توصیف نمود که ترامپ خود را در آن گرفتار دیده است. گالووی گفت: «به اصطلاح، دههزار نیرو را با موضوع ایران به بالای تپه برده است و اکنون بدون تمسخر گسترده نمیتواند آنها را پایین بیاورد.» وی افزود که واشنگتن نه نیروی کافی برای حمله به ایران دارد و نه میتواند با ناوگان عظیم خویش کارآمدی عملیاتی نشان دهد.

نشریه تأثیرگذار فارین پالیسی در تحلیلی نوشت: «تهدید مستقیم نظامی و فشار اقتصادی تمامعیار دولت ترامپ نهتنها موجب تعمیق پیوند میان مقامات ایرانی شده، بلکه همدلی بیسابقهای میان حاکمیت و مردم پدید آورده است. بر اساس این گزارش جناحهای مختلف سیاسی ایران اختلافات خود را کنار نهادهاند و اکنون صدایی واحد از تهران بر استقامت و مقابله به مثل تأکید دارد. این اتحاد، عملیات ایجاد تفرقه از سوی دستگاههای اطلاعاتی غرب را پیچیدهتر کرده است.
فارین پالیسی میافزاید: «تحقیرهای کلامی ترامپ و فشارهای معیشتی نتیجه معکوس داشته است و بخش بزرگی از جامعه ایران، حتی منتقدان دولت، این تقابل را نه رقابتی سیاسی، بلکه حمله به کیان و عزت ملی میدانند. دولت آمریکا امیدوار بود با افزایش قیمتها و ایجاد قحطی، مردم را علیه نظام تحریک کند، اما جامعه ایران با نوعی اقتصاد مقاومتی آگاهانه به مقابله با بحران پرداخته است.
ژنرال وسلی کلارک، فرمانده اسبق نیروهای ناتو، با اشاره به تبعات عملیاتهای اخیر علیه ایران اعلام کرد که ایالات متحده در جریان این درگیریها شاهد تلفات راهبردی مهمی در تجهیزات نظامی خود بوده است. کلارک با اشاره به کاهش موجودی موشکهای تاماهاوک به زیر ۵۰ درصد، افزود: «ما رادارهایی را از دست دادهایم که جایگزینی آنها بسیار دشوار و زمانبر است. همچنین حدود یکسوم ظرفیت رهگیری موشکهای بالستیک و نیمی از موجودی موشکهای ارتفاع بالای تاد مصرف شده است.»
وی تأکید کرد که جایگزینی این تسلیحات در برخی موارد چندین سال بهطول میانجامد و کشتیهای مستقر در منطقه نیز نیازمند فرآیند بازآماد هستند که خود عملیاتی پیچیده و بزرگ محسوب میشود. به گفته فرمانده سابق ناتو، هزینه مهمات مصرفشده در جنگ علیه ایران بالغ بر ۲۵ میلیارد دلار برآورد شده، اما مسئله تولید و جایگزینی این تجهیزات از حیث راهبردی، بسیار مهمتر از هزینه مالی آن است.

اندیشکده آمریکایی کوئینسی در تحلیلی اعلام کرد: «جنگ علیه ایران نهتنها کمبودهای تسلیحاتی واشنگتن را تشدید کرده است، بلکه آشکار ساخت که آمریکا تا چه اندازه برای وقوع یک جنگ تمامعیار میان قدرتهای بزرگ آمادگی ندارد. این گزارش میافزاید: «اتکای سنتی آمریکا به قدرت نظامی لزوماً به برتری پایدار منجر نمیشود و در مورد اخیر، حتی توانسته منابع راهبردی این کشور را در رقابت مهمتر با چین فرسوده سازد.»
جک رید، سناتور بانفوذ آمریکایی، در جلسه استماع با حضور وزیر جنگ ایالات متحده اعلام کرد: «شما به هیچیک از اهداف استراتژیک ادعایی خود در جنگ با ایران دست نیافتهاید. ایران همچنان ۴۰ درصد از پهپادها و ۶۰ درصد از توان موشکی خود را حفظ کرده است. نه تغییری در نظام سیاسی ایران رخ داده است، نه برنامه هستهای متوقف شده است و ادعای نابودی زیرساختهای هستهای در جنگ ۱۲ روزه نیز کذب محض از آب درآمد.»
در مقابل، وزیر جنگ آمریکا بهطور مضحک مدعی شد: «عملیات ما خیرهکننده بود و صنایع نظامی ایران را چنان درهم کوبیدیم که تا سالها قادر به بازسازی نیستند. ترامپ مانع از کرهشمالیشدن ایران شد و اجازه نداد آنها با باجخواهی موشکی به سلاح هستهای دست یابند.»
سناتور رید بلافاصله در واکنش تصریح کرد: «آقای وزیر، اظهارات شما صرفاً لفاظی و بازی با کلمات است، نه واقعیت میدانی.»
هیرونو، از اعضای کنگره ایالات متحده، هشدار داد که بسته شدن تنگه هرمز بهطور مستقیم بر بحران معیشتی شهروندان آمریکایی تأثیرگذار است. وی افزود: ادامه این وضعیت نه تنها امنیت انرژی جهان، بلکه هزینههای زندگی را در داخل آمریکا تحت تأثیر قرار داده است و دولت باید در قبال آن پاسخگو باشد.