پایداری در برابر دشمن،یک ضرورت فرهنگی و هویت‌بخش است

خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهج‌البلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را می‌توان در سخنرانی‌های حضرت آیت الله خامنه‌ای در کنگره نهج‌البلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام – که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصله‌هایی به اندازه‌ی فاصله‌ی ایمان و کفر از هم دور هستند – با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشن‌ترین حقایق اسلامی به وسیله‌ی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته می‌شود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهت‌گیری‌ها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهج‌البلاغه است.

در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت می‌کنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهج‌البلاغه نیز بررسی کنیم.

در ادامه، گزارشی جامع و تحلیلی با موضوع معارف نهج‌البلاغه در پرتو آیه ۳۵ سوره مبارکه محمد (ص) با رویکردی اجتماعی و فرهنگی ارائه می‌شود. این متن به گونه‌ای تنظیم شده که مفاهیم قرآنی را با کلام امیرالمؤمنین (ع) پیوند داده و ابعاد عزت‌مندی جامعه اسلامی را واکاوی کند.

قرآن کریم در آیه ۳۵ سوره محمد (ص) با صراحت و قاطعیت می‌فرماید: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ»؛ (پس هرگز سست نشوید و [دشمنان را] به صلح [ذلت‌بار] دعوت نکنید در حالی که شما برترید، و خداوند با شماست و چیزی از پاداش اعمالتان را کم نمی‌کند). این آیه شریفه نه تنها یک دستور نظامی، بلکه یک مانیفست اجتماعی و فرهنگی برای جامعه‌ای است که می‌خواهد طعم عزت را چشیده و از یوغ استعمار و استثمار رها شود. نهج‌البلاغه به عنوان «اخ‌القرآن»، در جای‌جای خود به تبیین دقیق این آیه پرداخته و ریشه‌های سستی (وهن) و پیامدهای اجتماعی دعوت به صلح از موضع ضعف را کالبدشکافی کرده است.

فلسفه نفی وهن در هندسه فکری امیرالمؤمنین (ع)

واژه «وهن» در آیه شریفه به معنای سستی در اراده و ضعف در تصمیم‌گیری است. از منظر نهج‌البلاغه، بزرگ‌ترین خطر برای یک جامعه، نه قدرت نظامی دشمن، بلکه رخنه سستی در جان‌های مردمان است. امام علی (ع) در خطبه ۳۴، زمانی که یاران خود را به پایداری فرا می‌خواند، بر همین سستی می‌تازد و می‌فرماید: «أُفٍّ لَکُمْ لَقَدْ سَئِمْتُ عِتَابَکُمْ… أَ رَضِیتُمْ بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَهِ عِوضاً وَ بِالذُّلِّ مِنَ الْعِزِّ خَلَفاً» (اف بر شما که از سرزنش شما خسته شدم! آیا به جای زندگی جاوید به زندگی زودگذر دنیا راضی شده‌اید و به جای عزت، ذلت را برگزیده‌اید؟). این کلام دقیقاً تبیین اجتماعی «فلا تهنوا» است. امام هشدار می‌دهد که سستی در برابر دشمن، معلولِ دلبستگی به دنیا و ترجیح رفاه موقت بر عزت پایدار است. وقتی جامعه‌ای دچار وهن شود، ناخودآگاه به سمت صلحی حرکت می‌کند که در واقع تسلیم است، نه آشتی.

تحلیل فرهنگی «صلح ذلت‌بار» در برابر «سلم مقتدرانه»

قرآن کریم در این آیه، دعوت به «سلم» (صلح) را در صورتی که ناشی از سستی باشد، نهی کرده است. نهج‌البلاغه میان صلحی که از موضع قدرت و برای اصلاح است (مانند آنچه در نامه ۵۳ به مالک اشتر توصیه شده) و صلحی که از روی ترس و سستی است، تفکیک قائل می‌شود. در فرهنگ علوی، صلحی ممدوح است که دشمن به آن تمایل پیدا کند و در آن عزت مسلمین حفظ شود: «وَ لاَ تَدْفَعَنَّ صُلْحاً دَعَاکَ إِلَیْهِ عَدُوُّکَ وَ لِلَّهِ فِیهِ رِضًی» (هرگز صلحی را که دشمن به آن دعوت کرده و رضای خدا در آن است رد مکن). اما آیه ۳۵ سوره محمد درباره زمانی است که مؤمنان در موضع «الاعلون» (برتری) هستند ولی به دلیل ضعف اراده، پیش‌قدم در صلح می‌شوند. امام علی (ع) در حکمت ۳۱۴ می‌فرماید: «رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لاَ یَدْفَعُهُ إِلاَّ الشَّرُّ» (سنگ را از همان‌جا که آمده بازگردانید، چرا که شر را جز با شر نمی‌توان دفع کرد). این نگاه، ریشه در همان روحیه عدم عقب‌نشینی دارد که قرآن بر آن تأکید ورزیده است.

بخش مهمی از آیه بر «برتری» مؤمنان تأکید دارد. این برتری صرفاً مادی نیست، بلکه برتری در آرمان، اخلاق و پیوند با مبدأ قدرت (الله) است. امام علی (ع) در نهج‌البلاغه مکرراً به جامعه اسلامی یادآوری می‌کند که اگر متحد باشند و بر حق پایداری کنند، هیچ قدرتی بر آنان فائق نخواهد آمد. ایشان در خطبه ۱۲۴ می‌فرماید: «تَزُولُ الْجِبَالُ وَ لَا تَزُلْ، عَضَّ عَلَی نَاجِذِکَ، أَعِرِ اللَّهَ جُمْجُمَتَکَ» (اگر کوه‌ها از جای کنده شوند، تو از جای خویش منبخش، دندان‌ها را بر هم بفشار و جمجمه‌ات را به خدا عاریت ده). این اوج خودباوری و اعتماد به نصرت الهی است که در آیه با عبارت «وَاللَّهُ مَعَکُمْ» تضمین شده است. از نظر فرهنگی، وقتی جامعه‌ای باور کند که «برتر» است، در برابر جنگ روانی دشمن مصونیت می‌یابد. وهن زمانی رخ می‌دهد که دشمن در محاسبات فرهنگی جامعه، بزرگ و شکست‌ناپذیر جلوه کند.

در آیه ۳۵ آمده است که خداوند «اعمال شما را ضایع نمی‌کند». امام علی (ع) در خطبه ۲۷ (خطبه جهاد) پیامدهای عملی نادیده گرفتن این دستور قرآنی را چنین بیان می‌کند: «فَوَاللَّهِ مَا غُزِیَ قَوْمٌ قَطُّ فِی عُقْرِ دَارِهِمْ إِلَّا ذَلُّوا» (به خدا سوگند، هیچ ملتی در میان خانه‌شان مورد حمله قرار نگرفتند مگر اینکه ذلیل شدند). امام توضیح می‌دهد که سستی (وهن) باعث می‌شود دشمن جرئت پیدا کرده و به مرزها و اموال جامعه دست‌اندازی کند. غارت خلخال از پای زن ذمی که امام در این خطبه با اندوه از آن یاد می‌کند، نتیجه مستقیم سستی مردمی است که به جای پایداری، به دنبال صلح از روی ترس بودند. این یک تحلیل دقیق اجتماعی است: سستی در اجرای فرامین الهی، امنیت ملی و کرامت انسانی را به تاراج می‌برد.

تقابل «عزت توحیدی» و «ذلت رفاه‌طلبی»

آیات پس از آیه ۳۵ سوره محمد، به نکوهش دلبستگی به دنیا می‌پردازد: «إِنَّمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ». نهج‌البلاغه نیز ریشه سستی در برابر دشمن را در «دنیاگرایی» می‌بیند. امام در خطبه ۹۷ از یاران سست‌عنصر خود گلایه می‌کند که در تابستان به بهانه گرما و در زمستان به بهانه سرما از جهاد تن می‌زنند. این روحیه رفاه‌طلبی، همان چیزی است که قرآن آن را مانع برتری (الاعلون) می‌داند. جامعه‌ای که فرهنگ «فداکاری» را با «عافیت‌طلبی» جابجا کند، طبق سنت‌های الهی، محکوم به شکست است. امام علی (ع) با تکیه بر معارف قرآنی، عزت را در گرو ایستادگی می‌داند و می‌فرماید: «الْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ، وَ الْحَیَاهُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِینَ» (مرگ در آن است که زنده بمانید اما مقهور و زیردست باشید، و زندگی واقعی در آن است که بمیرید اما پیروز و سربلند باشید).

تطبیق آیه ۳۵ سوره محمد با آموزه‌های نهج‌البلاغه نشان می‌دهد که پایداری در برابر دشمن، پیش از آنکه یک تاکتیک نظامی باشد، یک ضرورت فرهنگی و هویت‌بخش است. خداوند با تاکید بر «وَاللَّهُ مَعَکُمْ»، امنیت روانی جامعه مقتدر را تضمین کرده است. امیرالمؤمنین (ع) نیز در سراسر نهج‌البلاغه، جامعه را از «تخاذل» (تنها گذاشتن یکدیگر) برحذر می‌دارد، زیرا معتقد است نصرت الهی نصیب کسانی می‌شود که در میدان عمل، سستی به خرج ندهند. امروز نیز این درس بزرگ قرآنی و علوی راهگشای جوامع اسلامی است: برای ماندن در اوج، باید از پیله سستی به در آمد و با تکیه بر نصرت الهی، از صلح ذلت‌بار پرهیز کرد تا عزت و شکوه مکتبی در جغرافیای جهانی پایدار بماند.

منبع: خبرکیهان وارنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *