کدام کشورها بیشترین خسارت را از بسته شدن تنگه هرمز می‌بینند؟

حسن مرادی‌ در گفت‌وگو با خبرگزاری ایمنا با اشاره به تحولات اخیر در حوزه انرژی اظهار کرد: در شرایطی که صادرات انرژی با اختلال روبه‌رو می‌شود و مسیرهای راهبردی همچون خلیج فارس تحت فشار قرار می‌گیرند، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد چه کسانی باید هزینه این بحران را بپردازند. کشورهایی که در خط مقدم تنش قرار دارند، از جمله ایران و برخی کشورهای منطقه، همزمان با فشار اقتصادی و امنیتی روبه‌رو هستند؛ اما نباید فراموش کرد که اقتصادهای بزرگ جهانی نیز به‌شدت به ثبات این مسیرها وابسته‌اند. بنابراین اگر اختلالی در جریان انرژی ایجاد شود، آثار آن فقط منطقه‌ای نخواهد بود.

وی افزود: واقعیت این است که بخش قابل توجهی از انرژی اروپا و شرق آسیا از خاورمیانه و به‌ویژه خلیج فارس تأمین می‌شود، وقتی این مسیر دچار تنش می‌شود، اولین اثر آن افزایش هزینه انرژی در همان کشورهایی است که بیشترین وابستگی را دارند، افزایش قیمت سوخت به‌طورمستقیم بر حمل‌ونقل، تولید صنعتی و در نهایت بر سفره مردم تأثیر می‌گذارد، بنابراین کشورهایی که منافع اقتصادی گسترده از این مسیر دارند، به‌طورطبیعی باید نقش فعال‌تری در کاهش تنش ایفا کنند.

این کارشناس انرژی در بخش دیگری از سخنان خود به ساختار پیچیده تأمین انرژی در جهان اشاره کرد و گفت: برای نمونه بسیاری از کشورهای شرق آسیا بخش مهمی از گاز مصرفی خود را از طریق LNG تأمین می‌کنند، این گاز در دمای حدود منفی ۱۶۰ درجه سانتی‌گراد به مایع تبدیل می‌شود، با کشتی‌های ویژه حمل می‌شود و سپس در پایانه‌های مقصد دوباره به گاز تبدیل می‌گردد. این چرخه بسیار حساس است و هرگونه اختلال در مسیرهای دریایی می‌تواند امنیت انرژی این کشورها را به خطر بیندازد.

وی تأکید کرد: در هر مناقشه‌ای کشورها از ابزارهایی که در اختیار دارند استفاده می‌کنند؛ برخی ابزار نظامی دارند، برخی ابزار اقتصادی و برخی موقعیت ژئوپلیتیکی، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان است و طبیعی است که در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. البته باید توجه داشت که آلودگی و ناامنی در این آبراه به نفع هیچ کشوری نیست؛ چراکه هم امنیت انرژی و هم محیط زیست منطقه را تهدید می‌کند.

مرادی‌نژاد در پاسخ به این پرسش که چه کسی بیشتر متضرر می‌شود، گفت: در هر بحران گسترده همه طرف‌ها تا حدی آسیب می‌بینند، اما شدت آسیب یکسان نیست. اقتصادهایی که وابستگی بیشتری به انرژی وارداتی دارند، در برابر افزایش قیمت و اختلال عرضه آسیب‌پذیرتر هستند. اروپا و بخشی از شرق آسیا در این دسته قرار می‌گیرند. حتی در آمریکا نیز افزایش قیمت حامل‌های انرژی می‌تواند فشار تورمی ایجاد کند، هرچند ساختار تولید انرژی این کشور نسبت به گذشته متفاوت شده است.

وی خاطرنشان کرد: اگر صادرات نفت ایران محدود شود، به‌طور قطع کشور با کاهش درآمد روبه‌رو می‌شود؛ اما ایران برای کاهش فشار، گزینه‌هایی از جمله توسعه صادرات فرآورده‌های نفتی و همکاری با کشورهای مختلف در اختیار دارد. در نهایت باید پذیرفت که بحران انرژی در خلیج فارس یک مسئله به‌صرف منطقه‌ای نیست، بلکه به سرعت به یک چالش جهانی تبدیل می‌شود. حل این چالش نیازمند درک متقابل منافع و مسئولیت‌پذیری همه بازیگران اصلی اقتصاد جهانی است؛ زیرا در دنیای به‌هم‌پیوسته امروز، هزینه بی‌ثباتی دیر یا زود به همه بازمی‌گردد.

منبع: خبرکیهان وارنا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *