به گزارش خبرگزاری ایمنا، در میان ویرانههایی که روزگاری پناهگاهی گرم و امن در قم بود، دیگر اثری از زندگی و آرامش دیده نمیشد و سکوت مرگبار آنجا، تنها با تصویری دلخراش در هم شکسته بود؛ یک شیشه شیر نوزاد که شکسته بود، یک عروسک کوچک و یک جفت کفش غرق در خاک و خاکستر.
این صحنه آنقدر تکاندهنده و دردناک بود که دل هر آزادهای را به لرزه میانداخت و مظلومیت مردم ایران را با زبانی ناگفتنی به رخ جهانیان میکشاند، اینها تنها یادگار ماندگار از خانوادهای بودند که در آغوش امن خانهشان، هدف جنایت رژیم صهیونیستی قرار گرفتند.

دیگر کسی باقی نمانده بود تا قصه شب شهادت را تعریف کند
از آن خانواده شش نفره و مهمانان آنها، دیگر کسی باقی نمانده بود تا قصه آن شب را بازگو کند. ۱۸ شهید مظلوم و بیگناه، ۱۸ قلب لرزان که در یک منزل مسکونی ساده، در منطقهای کاملاً مسکونی و به دور از هرگونه ساختمان دولتی و نظامی، زندگی میکردند.
آنها هیچ گناهی نداشتند، اما دشمن کور دل و جنایتکار، بدون هیچ رحمی، آسمان را بر سرشان فرود آورد و خانهشان را به محل شهادت آنها تبدیل کرد.
دشمن کور دل، این بار هم نشان داد که برایش فرقی نمیکند؛ هدف برای او، فقط ریختن خون بیگناهان و ایجاد رعب و وحشت در دل مردم مظلوم ایران است، اما او نمیداند که این خونهای پاک، هرگز به زمین نخواهد ریخت، بلکه ریشه مقاومت را محکمتر از پیش میکند و امید به آزادی و پیروزی نهایی را در قلبها، همچون شعلهای فروزان، زنده نگه میدارد.
