به گزارش خبرگزاری ایمنا، وقتی یک بحران بزرگ مانند جنگ رخ میدهد، نخستین چیزی که در زندگی خانوادهها تحت تأثیر قرار میگیرد احساس امنیت است. این تغییرات ناگهانی نهتنها بزرگسالان، بلکه کودکان را نیز از نظر روانی تکان میدهد و کودکان اگرچه درک محدودی از واقعیتهای بیرونی دارند، اما واکنشهای محیطی را عمیق و سریع احساس میکنند.
پس از پایان بحران، به طور معمول همه نگاهها به ترمیم خسارتهای آشکار معطوف میشود، اما آثار روانی پنهان که در ذهن کودکان باقی میماند گاهی تا مدتها دستکم گرفته میشود. بسیاری از والدین تصور میکنند با آرام شدن شرایط، کودک نیز خودبهخود به حالت طبیعی بازمیگردد، در حالی که ذهن کودک نیازمند فرصت و همراهی ویژهای برای ترمیم تجربههای ناخوشایند است.
دوران پس از بحران برای کودکان دورهای است که احساسات مبهم، خاطرات ترسناک یا پرسشهای حلنشده در ذهن آنان فعال میشود. شاید کودک چیزی نگوید، اما بدن و رفتارش پیامهایی را نشان میدهد که نیازمند توجه دقیق والدین است و این پیامها میتوانند نشانهای باشند از بار روانیای که پس از بحران همچنان بر دوش کودک مانده است.
در چنین زمانی، مسئولیت والدین تنها مدیریت زندگی روزمره نیست، بلکه باید فضای روانی خانه را دوباره قابلاعتماد کنند. کودک برای بازیابی آرامش، بیش از هر چیز نیاز دارد بداند که بزرگترها بر شرایط مسلط هستند و میتوانند از او محافظت کنند و این حس امنیت روانی، پایهای است که کودک بر اساس آن به زندگی عادی بازمیگردد.

تاثیر نحوه رفتار و حمایت والدین بر بازیابی احساس امنیت از دست رفته در کودکان / اضطراب پنهان در کودکان چه نشانههایی دارد؟
فاطمه رضازاده، روانشناس و مشاور کودک و نوجوان با بیان اینکه پس از پایان بحرانهایی مانند جنگ یا حوادث ناگهانی، برخی کودکان هنوز آثار روانی آن تجربه را در خود نگه میدارند، به خبرنگار ایمنا میگوید: اگرچه ممکن است شرایط بیرونی به حالت عادی بازگردد، اما ذهن کودک زمان بیشتری برای پردازش اتفاقات نیاز دارد. در این مرحله، نقش والدین بسیار مهم است، زیرا نحوه رفتار و حمایت آنها میتواند به کودک کمک کند احساس امنیت از دست رفته را دوباره به دست آورد.
وی با بیان اینکه یکی از نخستین اقداماتی که والدین میتوانند انجام دهند، بازگرداندن تدریجی نظم به زندگی روزمره کودک است، میافزاید: برنامه منظم برای خواب، تغذیه، تحصیل و زمانهای تفریح باعث میشود کودک دوباره حس ثبات و پیشبینیپذیری را تجربه کند. این نظم ساده به کودک پیام میدهد که شرایط تحت کنترل است و زندگی در حال بازگشت به روال عادی است.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان تصریح میکند: در بسیاری از موارد، استرس و اضطراب ناشی از بحران بهصورت پنهان در رفتار کودکان باقی میماند و برخی کودکان ممکن است در ظاهر آرام به نظر برسند، اما نشانههایی مانند زودرنجی، کاهش تمرکز، کابوس شبانه یا حساسیت بیش از حد نسبت به صداها را نشان دهند. توجه والدین به این نشانهها اهمیت زیادی دارد، زیرا تشخیص زودهنگام میتواند از تبدیل این اضطراب به مشکلات عمیقتر جلوگیری کند.
تحت تأثیر قرار گرفتن سلامت روان، روابط اجتماعی و عملکرد تحصیلی در صورت بیتوجهی به استرس و اضطراب پنهان کودکان / ضرورت ایجاد فضایی امن برای گفتوگو و ابراز نگرانیها
رضازاده با بیان اینکه ایجاد فضایی امن برای گفتوگو نیز به کودک کمک میکند احساسات خود را بیان کند، ادامه میدهد: وقتی والدین با حوصله به صحبتهای کودک گوش میدهند و بدون قضاوت به نگرانیهای او پاسخ میدهند، کودک یاد میگیرد که ترسها و نگرانیهایش قابل بیان هستند و همین فرایند گفتوگو میتواند بخش زیادی از فشار روانی کودک را کاهش دهد.
وی با بیان اینکه فعالیتهای مشترک خانوادگی مانند بازی، ورزش، نقاشی یا حتی پیادهروی ساده میتواند به تخلیه هیجانات و کاهش تنش کمک کند، میگوید: این فعالیتها نهتنها به کودک فرصت میدهد احساسات خود را به شکل غیرمستقیم بیان کند، بلکه رابطه عاطفی میان والدین و کودک را نیز تقویت میکند و حس حمایت و همراهی را افزایش میدهد.
روانشناس و مشاور کودک و نوجوان اضافه میکند: توجه به استرس و اضطراب پنهان کودکان پس از بحران اهمیت زیادی دارد، زیرا بیتوجهی به آن ممکن است در بلندمدت بر سلامت روان، روابط اجتماعی و حتی عملکرد تحصیلی آنها تأثیر بگذارد و حمایت آگاهانه والدین، ایجاد محیطی آرام و در صورت لزوم استفاده از کمک متخصصان میتواند به کودکان کمک کند تجربههای دشوار را بهتر پردازش کنند و با آرامش بیشتری مسیر رشد خود را ادامه دهند.

نوزادان نیز به تغییرات هیجانی حساس هستند / منشأ اصلی احساس امنیت یا ترس کودک، محیط خانه و نحوه تعامل والدین است
ناهید عباسی، دکتری روانشناسی با بیان اینکه منشأ اصلی احساس امنیت یا ترس در کودک، محیط خانه و نحوه تعامل والدین است، به خبرنگار ایمنا میگوید: بهویژه در سنین پایین، کودک بیش از آنکه به خودِ رویدادها واکنش نشان دهد، به واکنش والدین نسبت به آن رویدادها پاسخ میدهد و اگر فضای خانه همراه با تنش، مشاجره، صداهای بلند یا رفتارهای ناپایدار باشد، این وضعیت میتواند بهتدریج در ذهن کودک بهعنوان یک تجربه ناامن ثبت شود.
وی با بیان اینکه حتی نوزادان نیز نسبت به این تغییرات هیجانی حساس هستند و آن را در قالب احساس ناامنی تجربه میکنند، میافزاید: در شرایط بحرانی، آنچه بیش از هر چیز به کودک کمک میکند، حضور والدینی آرام، قابل پیشبینی و قابل اتکاست. کودکان امنیت را از طریق چهره، لحن صدا و رفتار بزرگترها دریافت میکنند و اگر والدین بتوانند هیجانات خود را مدیریت کنند، این آرامش به کودک منتقل میشود.
دکتری روانشناسی با اشاره به اینکه اگر خود والدین دچار آشفتگی و اضطراب شدید باشند، این وضعیت بهسرعت به کودک نیز منتقل خواهد شد، تصریح میکند: واکنشهایی مانند ترس، بیخوابی، وابستگی بیشتر به والدین یا گوشهگیری در چنین شرایطی طبیعی است و نباید با سرزنش یا انکار مواجه شود.
احساسات کودکان باید به رسمیت شناخته شود / ضرورت حفظ برنامههای روزمره برای کاهش استرس و اضطراب کودکان
عباسی با بیان اینکه لازم است احساس کودک به رسمیت شناخته شود و جملاتی مانند میدانم ترسیدهای یا این احساس طبیعی است و من کنارت هستم، میتواند به کودک احساس امنیت بدهد، ادامه میدهد: در مقابل، جملاتی مانند نترس یا چیزی نیست ممکن است باعث شود کودک احساس کند درک نمیشود.
وی با بیان اینکه حفظ برنامههای روزمره نقش بسیار مهمی در کاهش اضطراب دارد، میگوید: داشتن زمانهای مشخص برای خواب، غذا، بازی و گفتوگو به کودک کمک میکند احساس ثبات و پیشبینیپذیری داشته باشد و فعالیتهایی مانند بازی، نقاشی، قصهگویی و تمرینهای آرامسازی ساده، ابزارهای مؤثری برای تخلیه هیجانات و مدیریت ترس هستند.
دکتری روانشناسی با اشاره به اینکه کودکان توانایی درک شرایط را دارند، اما این نحوه مواجهه بزرگسالان است که تعیین میکند این درک با احساس امنیت همراه باشد یا با ترس و اضطراب، اضافه میکند: مسئولیت بزرگسالان این است که با ایجاد فضایی آرام، مهربان و قابل اتکا، مسیر عبور از این تجربهها را برای آنان هموار کنند.

بازسازی امنیت، تنها با آرامش والدین محقق نمیشود، بلکه ارتباط صمیمانه، رفتارهای قابل پیشبینی و توجه به تغییرات کوچک در روحیه کودک، همگی اجزای مهمی در این فرایند هستند. کودکان زمانی احساس امنیت میکنند که رفتار والدین برایشان قابل فهم و پایدار باشد و تغییرهای ناگهانی در لحن یا برخورد، کمترین میزان را داشته باشد.
یکی از چالشهای مهم در مرحله پسابحران، تشخیص استرس یا اضطراب پنهانی است که بسیاری از کودکان به زبان نمیآورند. این اضطراب ممکن است در قالب بازیها، خواب، افت هیجانی یا حساسیتهای کوچک خود را نشان دهد و والدینی که نسبت به این نشانهها آگاه هستند، میتوانند زودتر مداخله و از عمیقتر شدن مشکلات جلوگیری کنند.
کمک به کودک برای عبور از آثار روانی بحران، نیازمند ایجاد فرصتهایی برای بیان احساس است. برخی کودکان با حرف زدن، برخی با نقاشی، برخی با بازی و برخی با سکوت احساسات خود را منتقل میکنند و والدین باید مسیرهای گوناگون بیان هیجانات را بشناسند تا کودک بتواند بدون ترس از قضاوت، تجربههای او را تخلیه کند.
اهمیت توجه به این دوره تنها در آرامکردن کودک خلاصه نمیشود، بلکه رسیدگی به سلامت روانی کودکان پس از بحران، مربوط به آینده آنان نیز هست. کودکی که احساسات او شنیده و حمایت میشود، بهتر میتواند بحران را پردازش کند و به تعادل برسد و این حمایت، مقدمهای برای رشد سالمتر، روابط اجتماعی بهتر و توانایی بیشتر در مواجهه با چالشهای آینده است.